غزل شمارهٔ 2567
شاعر: صائب
Toggle stanza 1غارت صبر از دلم آن آتشینرو میکند
11
غارت صبر از دلم آن آتشینرو میکند
گرمی خورشید گل را مفلس بو میکند
22
چشم مجنون بس که از وحشینگاهان پر شده است
چشم لیلی را خیال چشم آهو میکند
33
آن که چون شبنم ز گل بالین و بستر ساختی
این زمان چون غنچه بالین را ز زانو میکند
44
چشم میگونی که من زان بادهپیما دیدهام
درد می را در قدح بیهوشدارو میکند
55
چون صبوحی کرده در گلشن درآیی عندلیب
خرده گل را سپند آن گل رو میکند
66
حرف پهلودار اگر از خط چنین سر میزند
رفتهرفته کار را با زلف یکرو میکند
77
صائب از بخت سیاه خود ندارم شِکوهای
هرچه با من میکند آن خال هندو میکند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

