غزل شمارهٔ 3961
Toggle stanza 1ز خانه مست برون آن نگار آمده بود
11
ز خانه مست برون آن نگار آمده بود
به اختیار نه بی اختیارآمده بود
22
شکفته روی وشلایین ومست وخواب آلود
به مدعای من دل فگار آمده بود
33
چو شاخ گل ز سراپاش خنده می بارید
گشاده روی تر از نوبهار آمده بود
44
خطر ز سایه خود داشت نخل نوخیزش
زبس که درخور بوس وکنار آمده بود
55
اگر چه بود ز مستی به هر طرف مایل
به جانب دل امیدوارآمده بود
66
چو آفتاب که آید برون ز چادر صبح
برون ز پرده شرم آن عذارآمده بود
77
پیاده بود به ظاهر چو گلبن نوخیز
ولی به بردن دلها سوارآمده بود
88
کمی نبود ز اسباب عیش بزمش را
برون ز خانه به قصد شکارآمده بود
99
هنوز بخت گرانخواب چشم می مالد
ز دولتی که مرا در کنار آمده بود
1010
نبود شیوه او لطفی این چنین صائب
ز جذبه دل امیدوار آمده بود
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

