غزل شمارهٔ 3960

Toggle stanza 1
عرق به پاکی گوهر کجا چو باده بود
1

عرق به پاکی گوهر کجا چو باده بود

حرامزاده کجا چون حلالزاده بود

2

حضور دل نشود با گشاده رویی جمع

که شاهراه حوادث در گشاده بود

3

شود به عالم صورت روان هر که اسیر

چو آب آینه پیوسته ایستاده بود

4

کف گشاده محال است زیر دست شود

که گل به شاخ سوارست اگر پیاده بود

5

چنان که خانه ز گلجام می شود روشن

صفای خانه دلها ز جام باده بود

6

حضور اگر طلبی بی اراده شو صائب

که آرمیده بود هرکه بی اراده بود

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور