غزل شمارهٔ 752

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ابما

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
شد بی صفا ز خاک سیه کاسه آب ما
1
شد بی صفا ز خاک سیه کاسه آب ما
آخر به رنگ ظرف برآمد شراب ما
2
از اشک تلخ ما کف خاکی نگشت سبز
نگرفت دست هیچ سبویی شراب ما
3
ما با خیال روی تو در خواب رفته ایم
یوسف نقاب بسته درآید به خواب ما
4
در قلزمی که موج بود تیغ آبدار
از سرگذشت خویش چه گوید حباب ما؟
5
تا چند زیر خرقه قدح را نهان کنیم؟
در پشت کوه چند بود آفتاب ما؟
6
ما را اگر چه دست تصرف نداده اند
گیراتر از کمند بود پیچ و تاب ما
7
ما گل به جای صید به فتراک بسته ایم
بلبل نفس گسسته رود در رکاب ما
8
جز خط یار بر قلم ما نمی رود
داروی بیهشی است غبار کتاب ما
9
زنهار خنده بر دل مجروح ما مکن
خونابه می کند نمکت را کباب ما
10
در کام شعله، دم به شمار اوفتاده است
پر می زند هنوز ز خامی کباب ما
11
ای شور حشر، از جگر ما بدار دست
خونابه می کند نمکت را کباب ما
12
ای خم ز پرده پوشی ما در گذر که تاک
زنجیر پاره کرد ز زور شراب ما
13
صائب اگر چه بال و پر ما شکسته است
سیمرغ را به چشم نیارد عقاب ما

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور