غزل شمارهٔ 502
شاعر: صائب
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قافیہ: نگنمایدخودرا
صنف: غزل
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1حسن کی در دل چون سنگ نماید خود را؟
11
حسن کی در دل چون سنگ نماید خود را؟
باده در شیشه بیرنگ نماید خود را
22
عشق ازان شوختر افتاده که پنهان گردد
این شرر در جگر سنگ نماید خود را
33
در شب تار کند جلوه دیگر آتش
چهره زیر خط شبرنگ نماید خود را
44
تکیه بر دوستی چرخ مکن کاین مکار
به تو یکرنگ ز نیرنگ نماید خود را
55
زود باشد که زند غوطه به خون چون طاوس
خودنمایی که به صد رنگ نماید خود را
66
سنگ دندان پریشان سخنان است وقار
وای بر آن که سبک سنگ نماید خود را
77
شود از بخت سیه، جوهر ذاتی ظاهر
جوهر تیغ اگر از زنگ نماید خود را
88
عندلیبی که شد از نغمه شناسان نومید
به چه امید به آهنگ نماید خود را؟
99
خون کند در دل صیاد ز پرکاری ها
آهوی وحشی اگر لنگ نماید خود را
1010
صائب آن حسن به سامان که نگنجد به خیال
چه قدر در نظر تنگ نماید خود را؟

