Toggle stanza 1
کی حذر از خون خلق آن غمزه خونریز داشت؟
1

کی حذر از خون خلق آن غمزه خونریز داشت؟

داشت پرهیزی گر این بیمار، از پرهیز داشت

2

تا نشد آب، از نقاب غنچه سر بیرون نکرد

بس که گل شرمندگی زان روی شبنم خیز داشت

3

رهنوردی بود چون شبدیز اگر پرویز را

کوهکن هم قاصدی چون ناله شبخیز داشت

4

برد همت ذره ما را به اوج آسمان

ورنه کی خورشید پروای من ناچیز داشت؟

5

پرده تا برداشت از رخ بی نیازیهای حق

زیر پا افکند هر کس هر چه دستاویز داشت

6

در شهادتگاه وحدت عاشقان را یکسرند

آن که بر سر تیشه زد، قصد سر پرویز داشت

7

تا قیامت گر به من صائب بنازد دور نیست

کی چو من آتش زبانی کشور تبریز داشت؟

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور