غزل شمارهٔ 5415
شاعر: صائب
Toggle stanza 1در سماع بیخودی چون دست بالا میکنم
در سماع بیخودی چون دست بالا میکنم
کوچهها در رود نیل چرخ پیدا میکنم
با سویدای دل از سیر فلکها فارغم
گردش پرگار در مرکز تماشا میکنم
طور را گستاخی موسی بیابان مرگ کرد
من همان از سادگی عرض تمنا میکنم
بیخودی مرهم به داغ تنگدستی مینهد
هردو عالم را به یک پیمانه سودا میکنم
بادبان کشتی می میکنم سجاده را
با پریرویان مشرب سیر دریا میکنم
دامن اکسیر خرسندی به دست آوردهام
زهر اگر ریزند در جامم گوارا میکنم
مردم از مینا به ساغر باده میریزد و من
از تنکظرفی می از ساغر به مینا میکنم
تا به کی صائب عنانداری کنم سیلاب را
دست برمیدارم از دل رو به صحرا میکنم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ای طرب وجدی که باز آغوش گل وامیکنم
بعد سالی چون بهار این رنگ پیدا میکنم
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2279
بعد ازین در گوشهٔ دل چون نفس جا میکنم
چشم میپوشم جهانی را تماشا میکنم
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2280
رشته جسم گرانجان را ز سر وامیکنم
سر برون چون سوزن از جیب مسیحا میکنم
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5416
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

