Toggle stanza 1
جنون من ز نسیم بهار کامل شد
1

جنون من ز نسیم بهار کامل شد

حذر کنید که دیوانه بی سلاسل شد

2

گذشت صبح نشاطش به خواب بیخبری

سیه دلی که ز سیر شکوفه غافل شد

3

مرا چو نوسفران نیست چشم بر منزل

که از فتادگیم راه جمله منزل شد

4

قبول خلق شد از قرب حق حجاب مرا

سفیدرویی ظاهر سیاهی دل شد

5

درآفتاب قیامت عجب که تشنه شود

به آب تیغ تو هر تشنه ای که واصل شد

6

ز صید زخمی خود نیست بیخبر صیاد

چگونه حسن تواند ز عشق غافل شد؟

7

چراغ برق نماند به زیر دامن ابر

مباش امن ز دیوانه ای که عاقل شد

8

به چار موجه ازان کشتی تو افتاده است

که بادبان تو از دامن وسایل شد

9

سرم به سایه طوبی فرو نمی آید

که نخل کشته من دست و تیغ قاتل شد

10

به وصل منزل مقصود می رسد صائب

به نارسایی خود رهروی که قایل شد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور