Toggle stanza 1
با قیامت قامتش همدوش می گردد هنوز
1

با قیامت قامتش همدوش می گردد هنوز

از خرامش بوی گل مدهوش می گردد هنوز

2

از نگاه تلخ، بادامش همان دل می گزد

زهر در دنباله ابروش می گرددهنوز

3

کم نشد از خط حجاب روی چون برگ گلش

از نگاه گرم شبنم پوش می گردد هنوز

4

در پی طوطی نهان شد گرچه تنگ شکرش

خانه ها از خنده اش پر نوش میگردد هنوز

5

سرمه خط پرده گویایی چشمش نشد

شرم گرد آن لب خاموش می گردد هنوز

6

لطف اندامش همان می پرورد خمیازه را

سرو او پیرایه آغوش می گردد هنوز

7

گرچه از خط شد لب میگون اوپا دررکاب

از شرابش سینه ها پرجوش می گردد هنوز

8

چون سبو صدخانه عقل است ازو زیروزبر

گرچه از طفلی سوار دوش می گردد هنوز

9

گرچه از کیفیت حسنش اثر نگذاشت خط

صائب از یاد لبش مدهوش می گردد هنوز

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور