غزل شمارهٔ 4354
شاعر: صائب
Toggle stanza 1بیگانه معنی لب خاموش ندارد
11
بیگانه معنی لب خاموش ندارد
خالی بود آن ظرف که سرپوش ندارد
22
دعوی ثمر پیشرس خامی فکرست
می پخته چو گردید سر جوش ندارد
33
آنجا که بود بیخبری انجمن آرا
هر کس که دم از عقل زند هوش ندارد
44
آهوی ترا گرد خط از جای نیانگیخت
این خواب گران دیده خرگوش ندارد
55
از عرض تجلی نشود کار به دل تنگ
آیینه غم تنگی آغوش ندارد
66
بالین طلبان در خم دارند چو منصور
ورنه سر عاشق خبر از دوش ندارد
77
صائب ز تماشای چمن چون نگریزد
این غمکده یک سرو قباپوش ندارد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

