غزل شمارهٔ 6635
شاعر: صائب
Toggle stanza 1از ناله نسیمیش به بستان نرسیده
11
از ناله نسیمیش به بستان نرسیده
از گریه غباریش به دامان نرسیده
22
عشقی نفشرده است به سرپنجه دلش را
شهباز به آن کبک خرامان نرسیده
33
این جلوه فروشی، گل آن است که هرگز
سرپنجه خاریش به دامان نرسیده
44
رنگش نرسانده است پر و بال پریدن
گلچین خزانش به گلستان نرسیده
55
از فیض نگهبانی شرم است که هرگز
آسیب به آن سیب زنخدان نرسیده
66
دندان شکن خواهش ارباب هوس باش
تا میوه باغ تو به دندان نرسیده
77
ای آه زلیخا سر راهی به صبا گیر
چندان که به نزدیکی کنعان نرسیده
88
زنهار به جیب کفن من بگذارید
طومار شکایت که به پایان نرسیده
99
در غنچگیش گوشه دستار رباید
هرگز گل این باغ به دامان نرسیده
1010
صائب دو سه روزی بخور از طرف عذارش
تا از طرف شرم نگهبان نرسیده
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

