غزل شمارهٔ 4731

Toggle stanza 1
معشوق در برابر و مهتاب درنظر
1

معشوق در برابر و مهتاب درنظر

آید دگر چگونه مرا خواب درنظر

2

از روی آتشین تودل آب می شود

گردد زآفتاب اگر آب درنظر

3

در حلقه های زلف تو هررشته رابود

چون تار سبحه صد دل بیتاب درنظر

4

آن را که نیست نور بصیرت نقابدار

باشد بیاض چشم ،شکرخواب درنظر

5

در آتشم ز حسن گلو سوزتشنگی

تیغ برهنه است مراآب درنظر

6

تا بوریای فقر مرا خوابگاه گشت

شد خارپشت بسترسنجاب درنظر

7

این بیخودی که دولت بیدارنام اوست

آید مرا چو چشم گرانخواب درنظر

8

ازوحشت است ماهی رم خورده مرا

هرموج ازین محیط چو قلاب درنظر

9

صائب دل مراست درآن زلف تابدار

ازلعل او همیشه لب آب درنظر

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور