غزل شمارهٔ 3745
شاعر: صائب
Toggle stanza 1صراحیی که دم صبح قلقلی دارد
11
صراحیی که دم صبح قلقلی دارد
چو بلبلی است که مد نظر گلی دارد
22
زبان شانه ز وصفش به یکدیگر پیچید
کجا بهشت چو آن زلف سنبلی دارد؟
33
سرم ز شعله سودا چو دود می نگرد
مگر دلم سر پیوند کاکلی دارد؟
44
ز حال صائب و نومیدیش چه می پرسی
نمی رسد به تو دستش، توکلی دارد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

