غزل شمارهٔ 5662
Toggle stanza 1برگ عیش خود از آن تازه چمن می خواهم
11
برگ عیش خود از آن تازه چمن می خواهم
یک گل بوسه از آن کنج دهن می خواهم
22
طفل گستاخم و کامم به شکر خو کرده است
بوسه می خواهم و از کنج دهن می خواهم!
33
خون من لاله و گل نیست که پامال شود
خونبهای خود از آن عهد شکن می خواهم
44
کربلا گشت زمین یمن از پرتو او
از عقیق لب او خون یمن می خواهم
55
نیستم از سخن ساده چو طوطی محفوظ
پیچ و تابی به سر زلف سخن می خواهم
66
روز و شب در طلب سینه صافم صائب
طوطیم، آینه ای بهر سخن می خواهم
آڈیو
اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور
گفتگو
قارئین کے تبصرے
اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔
لوڈ ہو رہا ہے…

