Toggle stanza 1
حلقه هر در باغی نشود دیده ما
1
حلقه هر در باغی نشود دیده ما
باغ دربسته بود دیده پوشیده ما
2
در دل قانع ما نیست تزلزل را راه
لنگر بحر بود گوهر سنجیده ما
3
گرد غربت کندش زنده نهان در ته خاک
غم به هر جا که رود از دل غم دیده ما
4
لعل و یاقوت به میزان جنون سنگ کم است
سنگ اطفال بود گوهر سنجیده ما
5
خرمن سوخته از برق چه پروا دارد؟
غم عالم چه کند با دل غم دیده ما
6
گرچه چون سرو نداریم درین باغ بری
می توان چید گل از دامن برچیده ما
7
کار اکسیر کند رنگ طلایی صائب
مژه زرین شود از برگ خزان دیده ما

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور