غزل شمارهٔ 5433
Toggle stanza 1از حجاب عشق محروم از گل روی توییم
11
از حجاب عشق محروم از گل روی توییم
ورنه ما صد پیرهن محرمتر از بوی توییم
22
گر به ظاهر چون نگاه از چشم دور افتادهایم
هرکجا باشیم در محراب ابروی توییم
33
گرچه در چون غنچه بر روی دو عالم بستهایم
چشم بر راه نسیم آشناروی توییم
44
ما ز چشم پاک چون آیینه بر بزم حضور
بر سر دست تو و بر روی زانوی توییم
55
نیست ما را در وفاداری به مردم نسبتی
دیگران آبند و ما ریگ ته جوی توییم
66
سنگ را هرچند با گوهر نمیسنجد کسی
قدر ما این بس که گاهی در ترازوی توییم
77
کیست تا چون سایه ما را جز تو برگیرد ز خاک
بر زمین افتاده بالای دلجوی توییم
88
سرکشان عشق را در کاسهٔ سر خاک کن
ورنه ما پیوسته زیر تیغ ابروی توییم
99
ما که چون شبنم ز گل بالین و بستر داشتیم
این زمان از غنچه خسبان سر کوی توییم
1010
ما که صائب ره به حرف آشنایان بستهایم
گوش بر آواز حرف آشنا روی توییم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

