Toggle stanza 1
از ناکسان وفا نشنیده است هیچ کس
1

از ناکسان وفا نشنیده است هیچ کس

بوی گل از گیا نشنیده است هیچ کس

2

از روزگار تلخ بود ناله حزین

از نیشکر نوا نشنیده است هیچ کس

3

بیگانه شو ز خلق کز این دور مطلبان

پیغام آشنا نشنیده است هیچ کس

4

خامش نشین که ناله جانسوز از سپند

در محفل رضا نشنیده است هیچ کس

5

کردار، بی‌نیاز ز گفتار بیهده است

دعوی ز کیمیا نشنیده است هیچ کس

6

عاشق به بال جذبه معشوق می‌پرد

تمکین ز کهربا نشنیده است هیچ کس

7

گفتار درمیان صواب و خطا بود

از خامشان خطا نشنیده است هیچ کس

8

عشق از دو کون گرد برآورد نرم نرم

سیلاب بی‌صدا نشنیده است هیچ کس

9

صائب خموش باش کز این حرف دشمنان

آواز مرحبانشنیده است هیچ کس

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور