غزل شمارهٔ 3591
شاعر: صائب
Toggle stanza 1خط ازان صفحه رخسار سخنساز شود
11
خط ازان صفحه رخسار سخنساز شود
طوطی از پرتو این آینه غماز شود
22
در ته زلف، رخش پرده گداز نظرست
آه ازان روز که این آینه پرداز شود
33
از نظربازی بی پرده ارباب سخن
چشم کم حرف تو وقت است سخنساز شود
44
بحر کم ظرفتر از جام حباب است آنجا
لب میگون تو چون حوصله پرداز شود
55
اگر از کوی تو اندیشه پرواز کنم
نقش بر بال و پرم چنگل شهباز شود
66
بر رخ صبح، شفق پنجه خونین مالید
این سزایش که دگر پرده در راز شود
77
برگشاد دل ما دست ندارد تدبیر
به دریدن مگر این نامه ز هم باز شود
88
دل ما نیست تنک ظرف شکایت صائب
صبح محشر سر این شیشه مگر باز شود
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

