غزل شمارهٔ 4497
شاعر: صائب
Toggle stanza 1قد ترا سرواعتدال ندارد
11
قد ترا سرواعتدال ندارد
این خم وچم ابروی هلال ندارد
22
رتبه درویش را به شاه چه نسبت
دولت آزادگی زوال ندارد
33
هیچ دلی نیست بی غبار کدورت
روی زمین چشمه زلال ندارد
44
در سر این چارسو که سنگ عقیق است
گوهر ما قیمت سفال ندارد
55
شبنم من از رخ زوال چکیده است
طاقت خورشیدبی زوال ندارد
66
راستی قول سروگلشن جان است
حیف که باغ تو این نهال ندارد
77
صائب پشمینه پوش را که شناسد
مهر طلا بر قبای آل ندارد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

