غزل شمارهٔ 4498
شاعر: صائب
Toggle stanza 1دولت روشندلی زوال ندارد
11
دولت روشندلی زوال ندارد
آب گهر بیم خشکسال ندارد
22
سوخته را هیچ کس دوبار نسوزد
اختر اهل سخن وبال ندارد
33
نیست کم از وصل گل ندیدن گلچین
بلبل ما از قفس ملال ندارد
44
خاک نشینی کمال صافدلان است
آب لباسی به از سفال ندارد
55
ابر بهاران چرا خموش نشسته است
گر صدف ما لب سؤال ندارد
66
هر که دل خویش را چو عود نسوزد
ذوق پریخوانی خیال ندارد
77
از دل منعم مجو نسیم گشایش
خانه تن پروران شمال ندارد
88
صائب اگر چشم موشکاف ترا هست
جامه اطلس قماش شال ندارد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

