غزل شمارهٔ 1865
Toggle stanza 1صبح گشاده رو در دولتسرای ماست
11
صبح گشاده رو در دولتسرای ماست
چرخ کبود، خانه چینی نمای ماست
22
هر کس که فرد شد ز جهان پیشوای ماست
برخاست هر که از سر دنیا لوای ماست
33
ما را نمی توان به عصا و ردا فریفت
برخاست هر که از سر دنیا لوای ماست
44
در گوشه فقیر ما بار عام نیست
بیگانه هر که شد ز جهان آشنای ماست
55
ما اقتدا به عام فریبان نمی کنیم
بر خلق هر که پشت کند مقتدای ماست
66
در کاروان ما جرس هرزه نال نیست
گلبانگ بر قدم زدن ما درای ماست
77
ما را برون نمی برد از راه هر دلیل
افتاده هر که پیش ز خود رهنمای ماست
88
آن دانه نیستیم که خرج زمین شویم
زندان خاک پله نشو و نمای ماست
99
هر کس که تند بگذرد از ما رمیدگان
بی چشم زخم، گرد رهش توتیای ماست
1010
حاشا که رزق دیده قربانیان بود
آرامشی که در دل بی مدعای ماست
1111
خضر سخن که زنده جاوید عالم است
صائب حیاتش از نفس جانفزای ماست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

