آڈیو
Toggle stanza 1
دل صد چاک اگر دست ز تن برمی داشت
1

دل صد چاک اگر دست ز تن برمی داشت

راه چون شانه در آن زلف معنبر می داشت

2

آن که گریان به سر خاک من آمد چون شمع

کاش در زندگی از خاک مرا برمی داشت

3

دل بی حوصله سرشار ز می می گردید

چون سبو دست طلب گر به ته سر می داشت

4

می توانستم ازان لب، دهنی شیرین کرد

خال اگر چشم ازان کنج دهن برمی داشت

5

گر به همیان زر افزوده شدی طول حیات

زندگی بیش ز درویش، توانگر می داشت

6

اگر آیینه نمی بود ز روشن گهران

که چراغی به سر خاک سکندر می داشت؟

7

صورتی داشت فکندن به زمین حرف مرا

اگر آن آینه رو طوطی دیگر می داشت

8

نتوان کند دل از صورت شیرین، ور نه

کوه را ناله فرهاد ز جا برمی داشت

9

همه را در سر و کار تو به رغبت می کرد

صائب دلشده گر صد دل دیگر می داشت

آڈیو

0:000:00

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور