غزل شمارهٔ 5516

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: یدم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ندیدم روز خوش تا چون قلم روی سخن دیدم
1

ندیدم روز خوش تا چون قلم روی سخن دیدم

به زیر تیغ رفتم تا زبند آزاد گردیدم

2

زپیچ و تاب جوهردار گردید استخوان من

زبس برخویشتن در تنگنای فکر پیچیدم

3

بغیر از گریه تلخ ندامت چیست در دستم

چو گل زین دفتر رنگین که من بر یکدگر چیدم

4

منه انگشت بر حرفم اگر درد سخن داری

که بر هر نقطه من صد بار چون پرگار گردیدم

5

ز خون شکوه ام چون لاله دامانی نشد رنگین

کشیدم کاسه های خون و بر لب خاک مالیدم

6

سرآمد گرچه در انصاف دادن روزگار من

مسلمان نیستم از هیچ کس انصاف اگر دیدم

7

ندیدم روی دل از هیچکس غیر از سخن صائب

به لوح آفرینش چون قلم چندان که گردیدم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور