غزل شمارهٔ 4939

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ازش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
چه می پرسی ز احوال شرار ما و پروازش
1

چه می پرسی ز احوال شرار ما و پروازش

که در یک نقطه طی شد جلوه انجام و آغازش

2

ازان چون مهر تابان است حسنش از زوال ایمن

که لغزد پای خط ازچهره آیینه پردازش

3

به جای سبزه گر صبح قیامت از زمین روید

ز تمکین زیرپای خود نبیند حسن طنازش

4

چو مژگان هر دو عالم رابه هم افکند از شوخی

همان ناخن زند بر یکدگر چشم سخنسازش

5

پریشان گر شود اجزای مجلس جمع کن دل را

که مطرب می کند شیرازه باز از رشته سازش

6

یکی باشد خط آزادی و پروانه کشتن

قفس افتاده مرغی راکه رفت از یاد پروازش

7

چه گل چیند کنار ما زشمع نازک اندامی

که از بال و پر پروانه باشد زحمت گازش

8

درین یک قطره خون راز عشقش رانگه دارم؟

که تنگی می کند این نه صدف بر گوهر رازش

9

مگر درخواب بیند وصل گل، کوتاه پروازی

که هم در آشیان خود بود چون چشم، پروازش

10

لبش راه سخن بسته است بر عاشق، ولی دارد

ز هر مژگان زبانی در دهن چشم سخنسازش

11

چه خواهد شد سرانجام دل مومین من صائب؟

که خارا سینه کبک است پیش چنگل بازش

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور