غزل شمارهٔ 3246
Toggle stanza 1قطره بیجگری کز نظر ما افتد
11
قطره بیجگری کز نظر ما افتد
شور حشری شود و در دل دریا افتد
22
خون فرهاد سر از خواب عدم بردارد
آتش لاله چو در دامن صحرا افتد
33
عذر زندانی بی جرم چه خواهد گفتن؟
چشم یعقوب چو بر چشم زلیخا افتد
44
صائب از عمر همین کام تمنا دارد
که ز هند آید و در خاک نجف وا افتد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

