غزل شمارهٔ 5201
Toggle stanza 1زخمی تیغ شهادت زنده می خیزد ز خاک
11
زخمی تیغ شهادت زنده می خیزد ز خاک
همچو گل با جبهه پرخنده می خیزد ز خاک
22
از حجاب حسن شرم آلوده لیلی هنوز
بید مجنون سر به پیش افکنده می خیزد ز خاک
33
می شود مرغابی دریای خجلت عندلیب
بس که گل در عهد او شرمنده می خیزد ز خاک
44
هر که دارد آگهی از چاه خس پوش جهان
با عصا چون نرگس بیننده می خیزد ز خاک
55
هر گه چون طاوس عمرش رفت در پرداز بال
در قیامت طایر پرکنده می خیزد ز خاک
66
هر که اینجا خنده را چون غنچه دارد زیر لب
صبح محشر با لب پرخنده می خیزد ز خاک
77
شرمساری می برد صائب به خلدش بی حساب
هرکه در محشر ز خود شرمنده می خیزد ز خاک
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

