غزل شمارهٔ 5202
Toggle stanza 1بیشتر شد حسرتم از خط آن محبوب خشک
11
بیشتر شد حسرتم از خط آن محبوب خشک
می شود افزون غبار خاطر از مکتوب خشک
22
در بهار خط که گلریزان ابر رحمت است
تر نشد کام امید من ازان محبوب خشک
33
گر زخوبان حاصل عاشق همین دیدن بود
نیست فرق از صورت دیوار تا مطلوب خشک
44
دود ازکنعان برآمد، بوی پیراهن کجاست؟
تاشود چون نرگس تر، دیده یعقوب خشک
55
تا نهال قامت شاداب اورادیده اند
سرو می آید به چشم قمریان چون چوب خشک
66
زاهدان تیغ زبان برخاکساران می کشند
در زمین نرم طوفان می کند جاروب خشک
77
از خطش صائب امید چرب نرمی داشتم
عاقبت سوهان روح من شد آن مکتوب خشک
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

