Toggle stanza 1
بیشتر شد حسرتم از خط آن محبوب خشک
1

بیشتر شد حسرتم از خط آن محبوب خشک

می شود افزون غبار خاطر از مکتوب خشک

2

در بهار خط که گلریزان ابر رحمت است

تر نشد کام امید من ازان محبوب خشک

3

گر زخوبان حاصل عاشق همین دیدن بود

نیست فرق از صورت دیوار تا مطلوب خشک

4

دود ازکنعان برآمد، بوی پیراهن کجاست؟

تاشود چون نرگس تر، دیده یعقوب خشک

5

تا نهال قامت شاداب اورادیده اند

سرو می آید به چشم قمریان چون چوب خشک

6

زاهدان تیغ زبان برخاکساران می کشند

در زمین نرم طوفان می کند جاروب خشک

7

از خطش صائب امید چرب نرمی داشتم

عاقبت سوهان روح من شد آن مکتوب خشک

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور