Toggle stanza 1
سر جوش عمر من به هوا و هوس گذشت
1

سر جوش عمر من به هوا و هوس گذشت

ته جرعه اش به آه و فغان (چون) جرس گذشت

2

افغان که عندلیب مرا عمر در بهار

گه در شکنج دام و گهی در قفس گذشت

3

غافل زیاد مرگ مرا زندگی نکرد

عمرم تمام در نفس باز پس گذشت

4

دلجویی بهار تلافی کند مگر

از زندگانی آنچه مرا در قفس گذشت

5

در بزم وصل آینه رویان ز احتیاط

اوقات من تمام به پاس نفس گذشت

6

صیدی نیافتیم که مطلق عنان کنیم

عمر سگ شکاری ما در مرس گذشت

7

دل خوردن است سمت طامع ز پاکباز

صد بار مست دید مرا و عسس گذشت

8

صائب خوشا کسی که درین بحر چون حباب

بود و نمود او همه در یک نفس گذشت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور