Toggle stanza 1
خط کافر لعل سیراب ترا کم کم گرفت
1

خط کافر لعل سیراب ترا کم کم گرفت

دیو از دست سلیمان عاقبت خاتم گرفت

2

شوخ چشمی می برد از پیش کار خویش را

دامن گل را ز دست بلبلان شبنم گرفت

3

مرکز پرگار دولت دل به دست آوردن است

می توان ملک دو عالم را به این خاتم گرفت

4

رشته نورانی خورشید در سوزن کشید

سوزن عیسی چو ترک رشته مریم گرفت

5

مشرق اسرار عالم شد سر پر شور ما

این سفالین کاسه آخر جای جام جم گرفت

6

از تنور آمد برون طوفان و عالمگیر شد

خاکساران نمی باید به دست کم گرفت

7

عشق از خاکستر ما ریخت رنگ آسمان

این شرار شوخ، اول در دل آدم گرفت

8

تازه رو برخورد با قسمت دل خرسند ما

سبزه ما فیض بحر از قطره شبنم گرفت

9

بیش ازین بی پرده حرف عشق را صائب مگوی

کز سخنهای تو آتش در دل عالم گرفت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور