غزل شمارهٔ 6211

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: یدن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
مروت نیست جرم بوسه دزدان را نبخشیدن
1

مروت نیست جرم بوسه دزدان را نبخشیدن

که بس باشد قصاص این گناه سهل، لرزیدن

2

مرا زان قد موزون نیست جز خمیازه خشکی

خنک آبی که بتواند به پای سرو غلطیدن

3

بهار خنده را در آستین چون غنچه پنهان کن

که می شوید رخ گل را به خون بی پرده خندیدن

4

ز شبنم چهره پوشیدن رویان رنگ می بازد

به هر تردامنی چون گل مناسب نیست جوشیدن

5

به از گرد یتیمی دایه گوهر را نمی باشد

خط نورسته را ظلم است ازان عارض تراشیدن

6

ندارم محرمی چون کوهکن تا در دل گویم

ز سنگ خاره می باید مرا آدم تراشیدن

7

ز غفلت در گذر تا دامن منزل به دست آری

که گردد ره دو چندان از میان راه خوابیدن

8

گران کردن مروت نیست بار ناتوانان را

نمی باید ز بیمار گران احوال پرسیدن

9

ز غفلت پیرو طول امل را نیست دلگیری

ره خوابیده را سیری نمی باشد ز خوابیدن

10

مپیچ ای بی جگر زنهار از تیغ شهادت سر

نفس در زیر آب زندگی ظلم است دزدیدن

11

نگردد خارخار حرص کم از جمع سیم و زر

تهی چشم فزاید دام را از دانه پاشیدن

12

به دل خوردن درین بستانسرا صائب قناعت کن

که روی مرغ را بر خاک مالد دانه برچیدن

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور