غزل شمارهٔ 2619

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: وربود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
یاد ایامی که بزم عیش ما معمور بود
1

یاد ایامی که بزم عیش ما معمور بود

مغز ما از نشأه می پرده دار حور بود

2

شیشه می نیم هوشی داشت از همصحبتان

روی مجلس در نقاب بیخودی مستور بود

3

لاله رویان را دل ما تشنه نظاره ساخت

آب این سرچشمه آیینه گویا شور بود

4

قرب منزل نعل ما را بر سر آتش گذاشت

داشتیم آسایشی تا منزل ما دور بود

5

خاطر روشن در فردوس بر رویم گشود

قحط یوسف بود تا آیینه ام بی نور بود

6

آنچه ما چشم از حباب آب حیوان داشتیم

در حجاب پرده زنبوری انگور بود

7

آب لعل او زخط شد تیره، ورنه پیش ازین

صافی این شهد، شمع خانه زنبور بود

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور