غزل شمارهٔ 6461

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ارتو

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
می زند ناخن به دل خار سر دیوار تو
1

می زند ناخن به دل خار سر دیوار تو

چون تماشایی نظر بردارد از گلزار تو؟

2

دل نگردد چون خراب از جلوه مستانه ات؟

نقش پا رطل گران می گردد از رفتار تو

3

هر که یک پهلو فتد، با او طرف گشتن خطاست

برنمی آید کسی با تیغ بی زنهار تو

4

چون دهم از شکوه دردسر ترا، کز نازکی

گل گرانی می کند بر گوشه دستار تو

5

می شود باریک سرو از رخنه دیوار باغ

چون به سیر گلشن آید سرو خوش رفتار تو

6

گر نباشد بر دلت مرگ پرستاران گران

می توان مرد از برای نرگس بیمار تو

7

مستی حسن ترا پیمانه ای در کار نیست

دیدن آیینه باشد ساغر سرشار تو

8

خنده گل در گلوی غنچه می گردد گره

چون به شکرخنده آید لعل گوهربار تو

9

از عرق تر می کند هر روز چندین پیرهن

ماه کنعان از حجاب گرمی بازار تو

10

سیر چون بیند ترا عاشق، که از لغزندگی

دست و پا گم می کند نظاره از رخسار تو

11

چون نسازد خانه تنگ صدف را سینه چاک؟

بحر تنگی می کند بر گوهر شهوار تو

12

گر ز آب زندگی لب تر نسازد دور نیست

هر که را دل زنده گردد صائب از گفتار تو

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور