Toggle stanza 1
از خط نگاه پردگی دیده می شود
1

از خط نگاه پردگی دیده می شود

مژگان شوخ، سبزه خوابیده می شود

2

نتوان به پای سعی به کنه جهان رسید

در خویش هر که گشت جهان دیده می شود

3

تا راست می کنی نفس خود، بساط عمر

چون گردباد چیده وبرچیده می شود

4

در پله کسی که نبیند به چشم کم

سنگ سفال، گوهر سنجیده می شود

5

چشم بدست لازم آرایش جهان

طاوس خرج مردم نادیده می شود

6

هر کس شود ز سنگ ملامت حریربیز

چون سرمه روشنایی هر دیده می شود

7

صائب جهان خاک مقام قرار نیست

منشین برآن بساط که برچیده می شود

آڈیو

ابھی اس کلام کی آڈیو موجود نہیں۔ اپنی آواز میں پہلی آڈیو شامل کریں۔

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…