Toggle stanza 1
نه از جام دگر هر دم درین میخانه سرگرمم
1

نه از جام دگر هر دم درین میخانه سرگرمم

که چون خورشید تابان من به یک پیمانه سرگرمم

2

به یک آتش چو داغ لاله می سوزم درین گلشن

نه هر شمعی تواند کرد چون پروانه سرگرمم

3

شود از سنگباران ملامت تر دماغ من

ازین رطل گران چون مردم دیوانه سرگرمم

4

نظر چون مردم بالغ نظر بر نو خطان دارم

درین مکتب نسازد ابجد طفلانه سرگرمم

5

نگیرد پیش راه عزم من گردون کم فرصت

به هر کاری که سازد همت مردانه سرگرمم

6

زآبادی شود وحشت فزون جانهای وحشی را

از آن پیوسته در تعمیر این ویرانه سرگرمم

7

مرا دلگرمی صیاد دارد در قفس صائب

نه آن مرغم که سازد حرص آب و دانه سرگرممم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور