غزل شمارهٔ 4806
Toggle stanza 1در کاهش است از سخن خود سخن طراز
11
در کاهش است از سخن خود سخن طراز
در سمین به رشته بود بوته گدار
22
درکم زدن زیادتی آنها که دیده اند
چون شمع می کنند زبان در دهان گاز
33
زیباست این کمند باری شکار خلق
زاهد مکن دراز برای خدا نماز
44
جز مهر خامشی که کند عمر رافزون
نشنیده ام شود ز گره رشته ای دراز
55
بردل مرا غبار علایق نشسته بود
روی عرق فشان توام کرد پاکباز
66
تا چون صدف کنند ترا مخزن گهر
بردار سوی عالم بالا کف نیاز
77
شبنم اگر ز سیر کند منع بوی گل
صائب شود به مهر خموشی نهفته راز
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

