Toggle stanza 1
راز ما را ناله شبگیر بیرون می دهد
1

راز ما را ناله شبگیر بیرون می دهد

شورش دیوانه را زنجیر بیرون می دهد

2

نیست از سنگین دلیها گر نگریم در وداع

زخم تیغ تیز خون را دیر بیرون می دهد

3

شکر می گردد شکایت بر زبان عاشقان

می خورد خون، جوهر این شمشیر بیرون می دهد

4

دایه هر خونی که از بدخویی طفلان خورد

از محبت در لباس شیر بیرون می دهد

5

می شود صائب چو گل از آتش خجلت کباب

خنده را هرکس که بی تدبیر بیرون می دهد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور