غزل شمارهٔ 2740
Toggle stanza 1عارفان را نکهت سیب ذقن جان میدهد
11
عارفان را نکهت سیب ذقن جان میدهد
طفل مشرب جان برای نارپستان میدهد
22
با سبکروحان به نقد دل گرانی چون کنم؟
شمع در راه نسیم صبحدم جان میدهد
33
سر به دنبال جنون عشق نه، کاین باد دست
وسعت خاطر بیابان در بیابان میدهد
44
دل ز فکر پوچ خواهد باخت خود را چون حباب
کشتی ما را سبکباری به طوفان میدهد
55
پیش دریا آبروی خود چرا ریزد سد؟
قطرهای دارد گدایی، ابر نیسان میدهد
66
سهل باشد بند کردن ناخنی بر بیستون
پیش برق تیشه من کوه میدان میدهد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

