Toggle stanza 1
به حرف سرد نصیحت زوال ما بندست
1

به حرف سرد نصیحت زوال ما بندست

هلاک شمع به یک سیلی صبا بندست

2

درین محیط که باید گرفت سر به دو دست

به جمع کردن اسباب، دست ما بندست

3

دعا کنیم که در بیضه بال تیر شود

اگر سعادت ما در پر هما بندست

4

چه حاجت است به رهبر خداشناسی را؟

نگاه کن سر تار نفس کجا بندست

5

بیا به منزل ما این طلسم را بشکن

که مدتی است ره کشور وفا بندست

6

ز رقص برگ خزان دیده می توان دانست

که برگ عیش به سر رشته فنا بندست

7

به این خوشیم که گرد گناه ما صائب

به ابر رحمت پیشانی حیا بندست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور