غزل شمارهٔ 6602
شاعر: صائب
Toggle stanza 1ز رفتن تو ز جسم ضعیف جان رفته
11
ز رفتن تو ز جسم ضعیف جان رفته
همای از سر این مشت استخوان رفته
22
دو دولت است که یکبار آرزو دارم
تو در کنار من و شرم از میان رفته
33
به نوبهار چنان غره ای که پنداری
که خار در قدم موسم خزان رفته
44
امید گوشه چشمم به دستگیری توست
که در رکاب تو از دست من عنان رفته
55
کلاه گوشه دودم به عرش ساییده است
حدیث عشق تو هرگاه بر زبان رفته
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

