غزل شمارهٔ 4608
Toggle stanza 1می کشداز بی هنر کلفت هنرور بیشتر
11
می کشداز بی هنر کلفت هنرور بیشتر
می خورد دل درتمامی ماه انور بیشتر
22
گنج بیش از اژدها صاحبدلان را می گزد
هست از دریا خطر درآب گوهر بیشتر
33
بهره مست از پشیمانی زیاد از زاهدست
اشک وآه از خشک دارد هیزم تر بیشتر
44
در نیستان برق عالمسوز طوفان می کند
می کند تأثیر صهبا در سبکسر بیشتر
55
می کند سنگ ملامت شور عاشق رازیاد
می شود شوریده این دریازلنگربیشتر
66
طفل بدخو هر قدر خون دردل مادر کند
می شود از مهربانی شیر مادر بیشتر
77
منت دست حمایت شمع مغرور مرا
می کندبی دست وپا از باد صرصربیشتر
88
نیست صائب چشم ظاهر محرم سوز نهان
ورنه از پروانه می سوزد سمندر بیشتر
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

