Toggle stanza 1
یارنو خط زنگ از دل می زداید بیشتر
1

یارنو خط زنگ از دل می زداید بیشتر

برگ عیش از نوبهاران می فزاید بیشتر

2

مستی چشمش یکی صدگشت دردوران خط

دربهاران آب ازسر چشمه زاید بیشتر

3

درلباس لطف، دل را قهر افزون می گزد

تلخی بادام در شکر نماید بیشتر

4

لب گشودن رخنه در ناموس همت کردن است

ازکریمان بی طلب حاجت برآیدبیشتر

5

زخم خصم ناتوان است از قوی جانکاهتر

نیشتر از تیغ خون رامی گشاید بیشتر

6

آرزو را صبح بیداری بود موی سفید

حرص درایام پیری می فزایدبیشتر

7

گرچه لبهای شکر گفتار می چسبد به دل

دل ز من چشم سخنگو می رباید بیشتر

8

قسمت تن پروران از تنگدستی کاهش است

آسیا بی دانه چون گردید ساید بیشتر

9

می کند صائب زبان عیبجویان را دراز

کوته اندیشی که خود را می ستاید بیشتر

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور