غزل شمارهٔ 5789
Toggle stanza 1امشب که داغ بر دل افگار سوختم
11
امشب که داغ بر دل افگار سوختم
گویا چراغ بر سر بیمار سوختم
22
جز عشق هر چه بود همه دام راه بود
تسبیح پاره کردم و ز تار سوختم
33
جنس مرا به تاجر کنعان چه نسبت است؟
صد بار من ز گرمی بازار سوختم
44
در بزم آفتاب چه حال است ذره را
من در پناه سایه دیوار سوختم
55
صیقل به داد آینه من نمی رسد
آهی کشیده پرده زنگار سوختم
66
خورشید تیره روزتر از خون مرده بود
روزی که من ز شعله دیدار سوختم
77
گرد کدورت از دل من آه بر نداشت
صد حیف ازان نفس که درین کار سوختم
88
صائب به حرف وصوت نشد فکر من بلند
من چون سپند بر سر این کار سوختم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

