غزل شمارهٔ 3108
شاعر: صائب
Toggle stanza 1نگاه نرگس نیلوفری خونخوار می باشد
نگاه نرگس نیلوفری خونخوار می باشد
بلای آسمانی سخت بی زنهار می باشد
دهان چون شیشه پرخنده است پای خم نشینان را
خوشا کبکی که در دامان این کهسار می باشد
دل از صد رهگذر باشد پریشان سبحه داران را
حواس جمع را شیرازه از زنار می باشد
عنان نشأه را پیچد لباس عاریت بر هم
خوشا مستی که در میخانه بی دستار می باشد
غنیمت دان در آن کنج دهن آن خال مشکین را
که در دوران خط این نقطه بی پرگار می باشد
بلا گردان به قدر حسن باشد هر جمالی را
که نیل چشم زخم میکشان هشیار می باشد
عنان برق را ابر سیه صائب نمی گیرد
نماند در جگر آهی که آتشبار می باشد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
پرستاری دل افگار را دشوار می باشد
از ان پیوسته چشم دلبران بیمار می باشد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3109
طلبکار خدا را درد دل بسیار می باشد
گره در سبحه بیش از رشته زنار می باشد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3110
تو پنداری دل خوش در جهان بسیار می باشد
زصد گوهر درین دریا یکی شهوار می باشد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3111
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

