غزل شمارهٔ 3110

Toggle stanza 1
طلبکار خدا را درد دل بسیار می باشد
1

طلبکار خدا را درد دل بسیار می باشد

گره در سبحه بیش از رشته زنار می باشد

2

خطر بسیار دارد حرف حق با باطلان گفتن

سر منصور را بالین زچوب دار می باشد

3

بپوش از خواب شیرین چشم اگر جویای دیداری

که فتح الباب دولت، دیده بیدار می باشد

4

زدل هر کس نظر برداشت بی حاصل بود سیرش

زمرکز هر که غافل گشت بی پرگار می باشد

5

دل روشن به جسم تیره هیهات است پردازد

که پشت آیینه را پیوسته بر دیوار می باشد

6

یکی صد شد شتاب عمر از سنگینی خوابم

که سیلاب از گرانسنگی سبکرفتار می باشد

7

به مقدار پرستاران بود رنجوری هر کس

خوشا احوال بیماری که بی غمخوار می باشد

8

به جای زرمکن خرج آبروی خویش را صائب

مخواه از آشنایان هر چه در بازار می باشد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور