Toggle stanza 1
چشمم از خواب پریشان، چشمه پر سنبلی است
1

چشمم از خواب پریشان، چشمه پر سنبلی است

از دل صد پاره هر مژگان من شاخ گلی است

2

دردمندان ترا هر لخت دل، مه پاره ای است

موشکافان ترا هر آه، مشکین کاکلی است

3

گرچه از یک خم می بیرنگ وحدت می کشند

در خرابات مغان هر شیشه ای را قلقلی است

4

پرده گوش ترا کرده است غفلت آهنین

ورنه هر خاری درین گلشن، زبان بلبلی است

5

تا اثر از نقش پای ناقه لیلی بجاست

دامن صحرا بر این دیوانه دامان گلی است

6

سیل هیهات است در آغوش پل لنگر کند

عمر سیل لاابالی، قامت خم چون پلی است

7

فکر رنگین تو صائب عالمی را مست کرد

کلک سر مست ترا هر نقطه ای جام ملی است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور