غزل شمارهٔ 5916
شاعر: صائب
Toggle stanza 1ما تخم درین مزرعه جز اشک نکشتیم
11
ما تخم درین مزرعه جز اشک نکشتیم
یک رشته درین غمکده جز آه نرشتیم
22
چون آبله در زیر قدم راهروان را
بردیم بسر عمری و هموار نگشتیم
33
با گرمروی چون جرس از ناله شبگیر
یک خفته درین بادیه بر جای نهشتیم
44
از دانه ناگشته چه امید توان داشت؟
افسوس بود حاصل تخمی که نکشتیم
55
نقصان نکند هیچ کس از جود و سخاوت
در خوشه رسیدیم گر از دانه گذشتیم
66
از بوته به سیم و زر خالص نرسد نقص
با ما چه کند دوزخ اگر پاک سرشتیم
77
هر چند ز بی بال و پری خانه نشینیم
چون آهوی وحشت زده در دامن دشتیم
88
در مشق جنون گرچه سر آمد همه عمر
سطری که توان داد به دستی ننوشتیم
99
این آن غزل سعدی شیراز که فرمود
خرما نتوان خورد ازین خار که کشتیم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

