Toggle stanza 1
حسن ترا به نقش و نگار احتیاج نیست
1

حسن ترا به نقش و نگار احتیاج نیست

روی شکفته را به بهار احتیاج نیست

2

اندیشه وصال ندارند عاشقان

از دست رفته را به کنار احتیاج نیست

3

کان نمک کجا به نمکدان برد نیاز؟

شور مرا به خنده یار احتیاج نیست

4

ما صلح کرده ایم به دل از جهان گل

هر جا که مهره هست به مار احتیاج نیست

5

گوش سخن شنو نکشد رنج گوشمال

دلهای نرم را به فشار احتیاج نیست

6

از مشرب وسیع به جنت فتاده ایم

این نخل موم را به بهار احتیاج نیست

7

یک آینه است شش جهت از نور روی تو

حسن ترا به آینه دار احتیاج نیست

8

از بس هوای کشور مازندان ترست

مخمور را به آب خمار احتیاج نیست

9

از جوش صید، پر نتواند گشود تیر

اینجا کمین برای شکار احتیاج نیست

10

رنگینی کلام، گلستان من بس است

صائب مرا به باغ و بهار احتیاج نیست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور