غزل شمارهٔ 2056
Toggle stanza 1گوهر حریف سختی سنگ جدال نیست
11
گوهر حریف سختی سنگ جدال نیست
با ناقصان ستیزه نمودن کمال نیست
22
در دوزخم بیفکن و نام گنه مبر
آتش به گرمی عرق انفعال نیست
33
از صلح کل، سمن به گریبان فشانده ام
پیراهنم قلمرو خار جدال نیست
44
چون برگ لاله سوخت زبان در دهان من
با بوسه تو چاشنی اعتدال نیست
55
بتوان گذشت از سر صد معنی بلند
از خون دزد لفظ گذشتن حلال نیست
66
صائب به بزم وصل سراپا نگاه باش
در صحبتی که حال بود، جای قال نیست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

