غزل شمارهٔ 2056

Toggle stanza 1
گوهر حریف سختی سنگ جدال نیست
1

گوهر حریف سختی سنگ جدال نیست

با ناقصان ستیزه نمودن کمال نیست

2

در دوزخم بیفکن و نام گنه مبر

آتش به گرمی عرق انفعال نیست

3

از صلح کل، سمن به گریبان فشانده ام

پیراهنم قلمرو خار جدال نیست

4

چون برگ لاله سوخت زبان در دهان من

با بوسه تو چاشنی اعتدال نیست

5

بتوان گذشت از سر صد معنی بلند

از خون دزد لفظ گذشتن حلال نیست

6

صائب به بزم وصل سراپا نگاه باش

در صحبتی که حال بود، جای قال نیست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور