غزل شمارهٔ 1776
شاعر: صائب
Toggle stanza 1خوشم به درد که در پرده شکیبایی است
خوشم به درد که در پرده شکیبایی است
بدم به داغ که آیینه دار رسوایی است
به فکر زینت باطن کسی نمی افتد
مدار مردم عالم به ظاهرآرایی است
مشو به سینه چاک از گزند عشق ایمن
که سینه چاک زدن فتح باب رسوایی است
خوش است ناله که از روی درد برخیزد
وگرنه ناله بیدرد بادپیمایی است
چگونه دیده صائب حریف گریه شود؟
عنان سیل سبکرو به دست خودرایی است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
زهی رفیق که با چون تو سروبالایی است
که از خدای بر او نعمتی و آلایی است
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 112
مرو به بادیه گردی که زرق و شیدایی است
برهنگی مطلب که آن لباس رعنایی است
عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 110
بلای مردم آزاده، لاف یکتایی است
اگر به سرو شکستی رسد ز رعنایی است
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1777
در آن مقام که حیرت دلیل دانایی است
نفس شمرده زدن نیز بادپیمایی است
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1778
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

