غزل شمارهٔ 2609
Toggle stanza 1اهل همت خرده خود پیش درویشان نهند
11
اهل همت خرده خود پیش درویشان نهند
مایه داران مروت گنج در ویران نهند
22
با جگر خوردن قناعت کن که این دون همتان
کفش پیش پای مهمان پیشتر از خوان نهند
33
شد سخن در روزگار ما چنان کاسد که خلق
در شنیدن بر سخنور منت احسان نهند
44
محضر روی عرقناک است بر پاکی دلیل
ساده لوح آنان که تهمت بر مه کنعان نهند
55
نیست دست اهل غیرت دست فرسود طبیب
منت درمان به جان از درد بی درمان نهند
66
داغ نومیدی است صائب گوهر بحر سراب
وای بر جمعی که دل بر وعده خوبان نهند
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

