Toggle stanza 1
اهل همت خرده خود پیش درویشان نهند
1

اهل همت خرده خود پیش درویشان نهند

مایه داران مروت گنج در ویران نهند

2

با جگر خوردن قناعت کن که این دون همتان

کفش پیش پای مهمان پیشتر از خوان نهند

3

شد سخن در روزگار ما چنان کاسد که خلق

در شنیدن بر سخنور منت احسان نهند

4

محضر روی عرقناک است بر پاکی دلیل

ساده لوح آنان که تهمت بر مه کنعان نهند

5

نیست دست اهل غیرت دست فرسود طبیب

منت درمان به جان از درد بی درمان نهند

6

داغ نومیدی است صائب گوهر بحر سراب

وای بر جمعی که دل بر وعده خوبان نهند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور